۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۴۷
گفتگو با مهدی فرشیدی سپهر کارگردان تاتر پدران؛

پدران، قصه همه آدمهای درونگراست

پدران، قصه همه آدمهای درونگراست
متولد ۱۳۶۰ است و از ۱۶ سالگی  با حضور در گروههای آماتور وارد تاتر شده. حاصل پنج سال کار با گروههای آماتور و پنج سال با حرفه ای های تاتر با وجود تجربه و اندوخته قابل توجهی که به لحاظ هنری برایش داشته، اما قصه های شبیه به هم و تکراری او را راضی نکرده و در پنج سال سوم حضورش در تاتر تصمیم گرفته سراغ قصه هایی به دور از کلیشه های رایج برود که حرفهای تازه ای برای گفتن داشته باشند و به این ترتیب در سال ۸۵ قدم در جاده ای گذاشته که ابتدایش کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و نمایش های "گاو" و" میلیونها لبخند" است و پس از سفرهای زیاد و کسب تجربه هایی در کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا، تونس، ارمنستان، ترکیه و... به وطنش ایران و اجرای نمایش موفقی همچون پدران رسیده است.»


مهدی فرشیدی سپهر، کارگردان خوش فکر و موفق تاتر که به گفته خودش مهمترین دغدغه اش در عرصه نمایش مسائل تربیتی است این روزها نمایش بسیار خوب پدران را در سالن اصلی تاتر شهر مشهد به روی صحنه برده. در لابلای مشغله ها و گرفتاریهای اجرا فرصتی پیش آمد تا گفتگویی کوتاه با او داشته باشم. سپهر در پاسخ به این سوال که ایده پدران چطور و از کجا در ذهنش شکل گرفته گفت: 
 
« سال ۹۶ نمایشی با نام "عقل صورتی" در کانون پرورش فکری تهران تولید و اجرا کردم که به کودکان درونگرا و به طور کلی ارزش خردورزی در میان  انسانها می پردازد. "پدران"، خواهر بزرگ عقل صورتی است و خواهر سوم این دو نمایش در سال آینده تولید می شود .  درونمایه هر سه اثر، دنیای خاص آدمهای درونگرا و ارزش تفکر در انسان است. »
چرا درونگراها؟    
  • « به نظرم به این گروه کمتر پرداخته شده. اگر دقت کرده باشید، اغلب قهرمانهای داستانی در سینما و تلویزیون آدمهای قوی، پولدار، پر سر و صدا، گردن کلفت یا مشهور هستند و درباره درونگراها داستانهای کمتری داریم. سالها پیش کیومرث پوراحمد در تلویزیون  قصه های مجید
    را ساخت که شخصیت اصلی اش یک نوجوان درونگرا بود و تماشاگرش را دعوت کرده بود با چشم و دل روشن تری به زندگی نگاه کند، کاری که موفق هم از آب درآمد. اما این روزها از آن دست آثار بسیار کم شده و من این خلا را احساس کردم و سعی کردم در کارهایم تمرکز بیشتری روی انسانهای درونگرا و به طور کلی اندیشه ورزی و خردگرایی داشته باشم. این روزها کمپینهایی برای مبارزه با انقراض پلنگها و خشک شدن رودخانه ها  و حمایت از گیاهخواران داریم. اما کمپینی برای جلوگیری از انقراض کودکان و بزرگسالان درونگرا وجود ندارد! در پدران هم در واقع خود پدرها بهانه اند و نمایش درباره سرمه ای است که در کتابخانه پیدا می شود و آدمهای قصه را به سمت عمیق تر دیدن و فکر کردن سوق می دهد. ایده هنری نمایش از اینجا شکل گرفت و برای تکمیلش به دیدگاه اجتماعی نیاز بود که من با خیره شدن و دقت زیاد به مدارس، محافل مختلف و حتی کوچه و خیابان در شهرهای مختلفی مثل مشهد، تهران، اصفهان، شیراز، بندرعباس و .... آرام آرام جزییات و تجربه های اجتماعی مورد نیاز برای این نمایش را فراهم کردم.»
 
کارگردان نمایش پدران که پیش از این با حضور بازیگران تهران این نمایش را اجرا کرده، در مشهد با گروهی کاملا متفاوت از بازیگران مشهدی همکاری کرده. او درباره نحوه انتخاب بازیگرانش می گوید:« من به تست گرفتن اعتقادی ندارم و آن را تا حدی غیر اخلاقی می دانم. هر کسی بتواند تمرینات را دوام بیاورد و محتوای کار بیش از شهرت برایش مهم باشد، می تواند بماند و بازی کند. برای انتخاب بازیگرانم فراخوان عمومی می دهم. معمولا حدود صد نفری می آیند. عده ای از آنها وقتی می فهمند تمرینات فشرده و دشوار است می روند، عده ای  وقتی متوجه می شوند پول و دستمزد چندانی در کار نیست و تعدادی هم به دلایلی مثل دوری محل تمرین از منزلشان منصرف می شوند. اما عده کمی که باقی می مانند با جان و دل کار می کنند و من هم با تمام وجود در کنارشان هستم. در مشهد
به کمک دوستانم تاترهای زیادی را دیدم و از بازیگرانی که در کنار توانمندی هنری به لحاظ اخلاق و رفتار هم مورد تاییدم بودند و صرفا برای شهرت وارد تاتر نشده بودند دعوت کردم. در واقع عده ای از طریق فراخوان و عده ای هم به دعوت خودم وارد گروه شدند.»
 نمایش پدران به لحاظ اجرا تفاوتهایی با دیگر نمایشها دارد و مهمترین تمایز آن ایجاد جوی صمیمانه و امکان بده بستان و سوال و جواب در فضایی خودمانی میان عوامل و تماشاگران در لحظات پیش از اجرا و پس از پایان نمایش است. از سپهر می پرسم آیا از ابتدا به این شیوه از اجرا فکر کرده بودید یا کم کم در حین اجرا به آن رسیدید؟
 
« به همه جزییات فکر کرده بودم. این فضای صمیمی در نمایشهای قبلی من هم وجود داشته و از ابتدا به آن فکر می کنم. یکی از هدفهای من این است که آن چهره قدسی و دست نیافتنی هنر را کنار بزنم و تصویر قابل لمسی از هنر نمایش به مردم ارائه دهم . نمی خواهم مردم فقط بیایند و ما را تحسین کنند و بروند. برای اینکه تماشاگران از هنر نمایش بهره ای ببرند باید ابتدا همه ما از عاج فیلمان پایین بیاییم. روی زمین بنشینیم. با مردم صمیمی باشیم و به آنها بگوییم شما هم مثل ما هستید. بیایید با استفاده از نمایش روی نقاط ضعف فردی و اجتماعی مان تمرکز کنیم. بسم الله بگوییم و مردم را به تماشای اثرمان دعوت کنیم نه به تماشای خودمان.»
 
شیوه ای که سپهر و گروهش برای ارائه کارشان برگزیده اند، از این جهت که امکان مشارکت تماشاگران و شنیدن نظرات و حرفهایشان درباره نمایش را بلافاصله فراهم می کند، ویژگیهای منحصر به فردی دارد که مهمترینش مطلع شدن بی واسطه عوامل نمایش از احساس تماشاگران نسبت به اجراست و اینکه تا چه حد با آن ارتباط برقرار کرده اند. سپهر بازخوردهای مردم در اجراهای مختلف پدران را بسیار مثبت ارزیابی می کند.
:« معمولا بعد از پایان اجرا از تماشاگران می خواهیم با ما حرف بزنند. بهترین بازخوردها از جانب مردم، صادقانه
ترین حرفهای آنهاست. ما به دنبال تایید تماشاگر نیستیم و همین که حس واقعی شان را با ما در میان می گذارند اتفاق بسیار خوبی است. حتی اگر تاییدمان نکنند. در این مدت نکات جالب و معجزه آسایی را در این گفتگوها شنیده ام که برایم دشوار است با جزییات بگویم. اما همه این نکات بسیار ارزشمند بوده است.»
فرشیدی سپهر که با گروههای تاتری زیادی از اغلب شهرهای ایران  کار کرده، فضای کار تاتر را در همه جا تقریبا یکسان می داند و معتقد است تفاوت چندانی در تاتر مشهد با تهران یا دیگر شهرها وجود ندارد.
:« در ده شهر مختلف ایران تاتر کار کردم، دیده ام و به نوعی مشارکت داشته ام. از تهران و اصفهان و شیراز تا هرمزگان و سیستان و بلوچستان و بهبهان و...فضای کار تاتر تفاوت زیادی در شهرهای مختلف ندارد. در همه شهرها هنرمندان شریف و آرام هستند، افراد عصبانی و حسود هم پیدا می شوند. مسئولین دلسوز و آینده نگر داریم. مدیران سطحی نگر و بی دقت هم داریم. در همه جا پشت صحنه تمیز و منظم داریم و بینظمی هم هست... خبرنگار کلیشه ای و غیر کلیشه ای و تخصصی هم هست...در همه شهرها محدودیتهایی وجود دارد و آزادیهایی هم هست. اینکه فکر کنیم شهر ما با بقیه نقاط کشور خیلی فرق می کند تصور نادرستی است. من که سفرهای زیادی رفته ام و تجربه کار در شهرها و استانهای زیادی را دارم می گویم فرق چندانی وجود ندارد.»
از کارگردان پدران که در همه آثارش نگاه خاص و دغدغه مندی جاری است و رد پای مسائل تربیتی در آنها پررنگ است، علت انگشت شمار بودن چنین آثاری را برای گروه سنی نوجوان سوال می کنم.
 
 
:« نه فقط در آثاری برای گروه سنی نوجوان، که در آثار بزرگسال هم جای کارهای اینچنینی خالی است. به نظر من هر سه گروه مقصرند. مردم، هنرمندان و مسئولان. تا وقتی هدف ما از تولید اثر هنری این باشد که مردم بیایند و استعداد تولید کننده اثر را ببینند، رشد نمی کنیم. هنر برای به رخ کشیدن استعداد و مهارتهایمان نیست. اینکه برای
هم آرزوی موفقیت می کنیم و می گوییم امیدوارم بدرخشی یا بترکونی، به تنهایی فایده ای ندارد. هنر باید کارکرداجتماعی داشته باشد و اگر نداشته باشد کارکرد هنری هم ندارد. در واقع ما باید به فایده مندی هنر بپردازیم. هرگاه مردم هنگام تماشای یک نمایش احساس کنند خودشان را در آیینه هنر تماشا می کنند آن وقت می توانیم ادعا کنیم هنرمان فایده مند بوده. هنرمند باید بتواند از هنرش به عنوان چکش شکل دهنده ای استفاده کند و تماشاگرش مانند مسی که زیر دست مسگر با ضربات چکش تغییر حالت می دهد، با تماشای اثر او تغییر حالت دهد و نگاهش عوض شود.»
شما هم نگران شکاف نسلها هستید؟
« من نگران نیستم و تفاوتهای نسلها با یکدیگر را می پذیرم و تا حدی طبیعی می دانم. اگر همه مان شبیه هم و در اتصال مداوم باشیم آن وقت تفاوت نسلها هویدا نمیشود. به نظر من خوب است بدون نگرانی و استرس بین نسلهای مختلف پل گفتگویی ایجاد کنیم که آرام آرام این اتفاق می افتد و من شاد و امیدوارم به پیوند میان نسلها.»
 
نمایش پدران عنوان بهترین اثر دوازدهمین جشنواره ملی تئاتر كودك و نوجوان و نمایش عروسكی رضوی را کسب کرده. از سپهر درباره شرکت در جشنواره ها و تجربه هایش سوال می کنم
:« اساسا جشنواره ها را جدی نمی گیرم. جشنواره برایم امکانی است تا با مردم بیشتری روبرو شوم. الان حتی یادم نیست چند جایزه گرفتم و در چه رشته هایی... اما یادم هست که مردم از طیف های مختلف آمدند و در دو سانس ظهر پدران را دیدند. از کارکنان و مسئولان آستان قدس تا جوانهای پارک ملت و خانواده های مذهبی و غیر مذهبی و ... همه دیدند و این  ضرورت را احساس کردند که چنین آثاری باید باشد و دیده شود. خاطره خوشی که از اجراهایم در شهرهای مختلف دارم خیلی برایم مهمتر از جشنواره هاست و به واکنش مردم از طیفهای مختلف نسبت به یک موضوع برمی گردد.»
به عنوان آخرین سوال از سپهر می پرسم برای آشتی دادن خانواده ها با سالنهای تاتر چه باید کرد؟
«
قبل از هر کاری، هنرمندان باید به جای اینکه فقط در فکر بروز استعداد و هنر خودشان باشند، نمایشهایی بسازند که خانواده ها و مردم بتوانند خودشان را روی صحنه تاتر ببینند. تا وقتی مردم عادی و خانواده ها خودشان را در تاتر های روز نبینند، به تماشای تاتر نمی روند. در متنهایی با اسامی خارجی حتی اگر آثار بزرگ دنیا باشند مردم خودشان را نمی بینند و ارتباطشان را با تاتر از دست می دهند. از طرفی مدیران هم باید روی فکرهای نو و خلاق سرمایه گذاری کنند و نه روی اسامی مشهور. تا وقتی هنر به جای اینکه حالت تزیینی داشته باشد، حالت کاربردی پیدا نکند خانواده ها با سالنهای تاتر آشتی نمی کنند. تاتر باید اینگونه باشد که مردم به جای اینکه به خاطر نام یک هنرپیشه معروف بیایند، به این دلیل نمایش را انتخاب کنند که چیز تازه ای یاد بگیرند و فایده ای ببرند. نکته مهم دیگر وارد شدن تیزرهای تبلیغاتی برای تاتر در تلویزیون است. این خجالت اور است که ما برای خوراک و پوشاک و مسکن که نیازهای سطح پایین و اولیه انسان هستند تیزر داریم ولی درباره خرد و کتاب و نمایش و به طور کلی هنر تبلیغات و اطلاع رسانی اندکی داریم. خانواده ها با تاتر قهر نیستند اما خبر رسانی ما فلج است. مگر برای پفک نمکی و روغن نباتی بروشور در خانه مردم می بریم که برای تاتر ناچاریم اینگونه تبلیغ کنیم؟ یک تیزر تلویزیونی در ساعت پر تماشاگر شبکه های مختلف خواسته زیادی است؟ ممکن است یک مدیر تلویزیونی بگوید در سال صد دقیقه درباره تاتر حرف می زنیم. اما گفتگو درباره تاتر یک و نیم شب یا شش و نیم صبح بی فایده است. خودمان را گول نزنیم. لازم است در پیک ساعت تماشای تلویزیون تاتر تبلیغ شود هر کس مانع می شود حتما نگران است یا می ترسد که مانع می شود. اگر همان قدر که به تبلیغ چیپس و پفک نمکی اهمیت می دهیم، به تبلیغ و معرفی تاتر به خانواده ها اهمیت قائل باشیم، حتما خانواده ها با سالن های نمایش آشتی خواهند کرد. »
کد مطلب ۴۴۹۵۵
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما